مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
آتش عشق  چاپ
تاریخ : دوشنبه 16 آذر ماه سال 1388

 

 ترجمه متن: خداوند همراه ویاور تو باشد 

(اصطلاحی ست برای آنکه کاری نیکو انجام میدهد وما به زبان فارسی میگویم 

اجرش با خدا این جمله نیز هم برای گفتن : اجرت با خدا  

وهم به عنوان دعا ی خیر به دیگران

 گفته میشود  ودر جائی دیگر به معنای  

خداوند گناهان ترا ببخشد نیز بکار میرود.  ترجمه ف.شیدا

¤¤¤¤ 

 

 در آتش غم کشیدنی سوخته ام
در شعله ی غم به خود برافروخته ام
در دیده من غزل فقط قافیه نیست
من قافیه را ز عشق آموخته ام

 
شعری چو سروده ام ،دلی  باخته ام
از  عاشقیم ، ز آن غزل ساخته ام
بیهوده نباشد ار ، نخوانی دل را
« شیدادل خود»,  به خاک  انداخته ام!


گفته ست بمن « عشق» :بخوان از دل ریش
پاینده شو در جهانِ غمناک وُپریش
با سوزش دل اگرچه ره  تاریک است
با شعله ی دل ببر تو راهت را پیش

 

آری بدلم گفت در این شعله خداست
دروادی «او» رهت ز ,هر غصه جداست
پیدا نشوی, چو گم شوی در ره او 
رسوا نشوی ,به راه او سینه « رهاست » .

 

پنهان نشوی اگر که معبودت اوست 
 
حیران نشوی که این رهی پاک ونکوست
هرگز نروی زیاد او, هیچ زمان!
گر نام « خدا» بدین جهان ,داری دوست!

 

 

فرزانه شیدا 

دوشنبه 16 آذر 1388   

 

angel angels

  آتش عشق

سکوت -سروده ی فرزانه شیدا  چاپ
تاریخ : دوشنبه 9 آذر ماه سال 1388


مداد سرخ امیدم ...
هنوزهم در پشت دیوار سکوت ...
گلهای رنگین آرزویم را ....
نقاشی میکند ...
حتی اگر
در سیاهی ِاتاق ِساکت ِ‌؛بودن ؛،
چراغ را شکسته باشی
وپرده ای کشیده
بر روح ودل وپنجره ام را...
تنگاتنگ هم کشیده ،
دنیا را خاموش کنی
از خورشید ِهستی بخش ِزندگی آدمی
!
افسوس که مداد سیاه،حماقتهای تو،
سپیدی دل و روح وافکارم را ،
توان سیاه کردن ندارد...

بسیار کوچک است مداد تو...
بسیار زیاد است وسعت قلب من!...
شاید میشد نادیده گرفت ،صدارا
، وقتی که تو میگفتی : هیس !.ساکت باش!
شاید میشد بی تفاوت بود ترانه را ...
وقتی که تو گفتی :هیس !،‌همسایه میشنود ،
...ومن نیز میخواهم «آسوده »بخوابم درسکوت!

شاید میشود گذشت از حریر سفید ،
و شال سیاه وکلفت را
هدیه گرفت ...
اما چگونه فریادی را
خاموش میکنی ،
‌که در درون وجدان خفته تو ،
روزی سرداده خواهد شد ،
اگر وجدانی باشد!
..چگونه صدای پرنده را خاموش میکنی ،
وقتی طبیعت پرنده ،
آواز خوان درخت توست؟
چگونه با کفن سفید
به آن دنیا میروی ،
وقتی پرده های سیاه زندگیت
کشیده بود بر همه ی هستی زندگی ؟!
چگونه هدیه وجودت را
با روح سیاه خود
نزد خداوند پس میدهی ...
وقتی که او ...
بزرگترین رهنمای شادی وعشق وزیبائی ....
ناراضی ست ...!
«؟ من؟

باشد!! « من» سکوت میکنم
!!!

فرزانه شیدادر دوشنبه 9 آذر 1388 - 12:00

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>