X
تبلیغات
رایتل
به پیشوازهشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمدبلخی رومی  چاپ
تاریخ : دوشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1386

آصف بره کی

کانادا

 

 

به پیشوازهشتصدمین سال تولد مولانا جلال الدین محمدبلخی رومی

 



راه مولانا ودانته،

بحثی در روانشناسی تلفیقی یا”پسیکوسنتیز


 

همه خوف آدمی را ازدرون است

 ولیکن هوش او دایم برونست
برون را می نوازد همچو یوسف

 درون گر گیست کو در قصد خونست
مولانابلخی


قسمت ا ول

 


سده هاست دانشمندان بویزه ازعرصه طب ونجوم، جامعه شناسی وروانشناسی

 

 به مطالعات روانکاوانه ی انسان پرداخته اند. پیآمد این مطالعات شکل گیری

 

 مکتب های بیشمارروانشناسی بوده. تنهاازمکتب روانشناسی تحلیلی که توسط

 

 زیگموند فروئیدپایه گذاری شده، پسانهاشاگردان اومثل سی جی یونگ،

 

رنک، شتکل وادلرباآوردن اصلاحات لازم، روشهای خودشانرا

 

درآن مکتب بوجودآوردند. اماسالهای پسین دسته ی ازدانشمندان به مطالعات

 

 وپزوهشهای دگرگونه ی روان انسان پرداخته اند که یکی ازپیآمدهای

 

 آن دستیافتن، بازیابی وبلندبردن معرفت درونی انسان باآموزه های

 

 هنری وادبی صوفیانه است.

 

پژوهشگران غربی که دراین زمینه پیشگام بوده اند، سررشته ی نشانه های روانکاوی،

 

 روانشناسی وروان درمانی تلفیقی یا”پسیکوسنتیز” راازکمیدی الهی دانته آغازکرده اند.

 

 باآنکه پیش ازکمیدی الهی هم درشرق وغرب آثاری وجود داشته که

 

بایسته سررشته ی این پزوهشها ازآنجا آغازمیشد. بگونه مثال

 

 درآموز شهای مانی “مانیکائیزم۲۱۶”۔۲۷۶که بنای وجودکائنات

 

 رابردوش دونیروی خوب وبدشرح میداد،

 

 آموزشهای این آئین دینی وفلسفی جلب کنش انسان به نیکوکاری بود

 

. همچنان بود، آموزه های آیین بودهستی، زردهشتی تاظهوردین اسلام

 

درسده هفتم به خراسان وماوالنهروظهورمتصوفان بزرگ اسلامی

 

 مثل ابوسعیدابوالخیر وبایزیدبسطامی که پدرش زردهشتی بود.

 

همچنان شاعران واند یشمندان مقدم برمولانا مثل سنایی،

 

 فریدالدین عطار، عراقی و....


پدیده ترس و وسوسه یکی ازمسایل مرکزی روانشناسی تلفیقی رامیسازد.

 

 ترس مفهوم گسترده ی دارد وبه اثرعوامل گوناگونی

 

در انسان پدیدارمیشود، بحث درباره پیدایش

 

 ومنبع ترس گسترده وپیچیده ازآنست

 

 که بتوان ازیک دید ودریچه برآن نگریست

 

واظهاررای کرد.

 

اماسرانجام اینرا دقیقامیتوان گفت،

 

 که ترس ازبدوپیدایش انسان روی زمین

 

 بااوهمراه بوده، واینراازکتب قدیم ادیان میتوان دریافت،

 

که آدم بابای انسان مادامی که احساس تن وغریزه

 

 کرد، درست این زمان بودکه دروی احساس ترس

 

 وشرم پدیدار شد، ترس آدم وحوا اززمانی

 

 آغازشدکه ازباغ بهشت رانده شدند وزنده گی

 

 این جهانی راازسرگرفتند.


همینسان ترس انسان بدوی ازپدیده های بودکه درمحیط زیست پیرامونش

 

 به اثرفعل وانفعالات طبیعی واقع میشد.همینسان بود،

 

 ترس انسان ازتشکیلات ابتدایی حاکمیت هابرای اداره جامعه،

 

 که پسانها دولتهابمیان آمدند وپدیده ی ترس بحیث اصول قراردادی

 

 بشکل قوانین اجتماعی درآورده شد.افلاطون طی یادداشتهایی درجمهوری

 

 بدین واقعیتهااشاره میکند، اوباشکست امپراتوری آتن توسط اسپارتا،

 

 عوامل شکست آنرا درسه اصل حاکمیت مطرح میکند:

 

 قدرت طلبی، ترس نشاندن وسودجویی.


سقراط دراپولوزی میگوید، که “همه جنگهابخاطرسودجویی وسرمایه اندوزیست”

 

. بنا برای کسب سود وسرمایه انسان بقدرت نیازمند است.

 

بدست آوردن قدرت بدون زورآزمایی “وبمفهوم امروزی بدون صحنه سازی،

 

 سبوتاز، کودتا، انقلاب ورقابت های انتخاباتی که

 

 خودخالی ازپدیده های صحنه سازی، دروغ بستن، خرد وبزرگ ساختن

 

 واقیعتها وشیوع ترس” ممکن نیست

 

.اینراازواقعیتهای کتاب “جنگهای اشباح” ازنشرات نیویارک تایمز

 

درموردتراژیدی سی سال اخیرافغانستان میتوان دید،

 

که چگونه جنگهای افغانستان زیرنام مقاومت،

 

جهاد وانقلاب درخدمت بازیهای قدرتهای بزرگ جهانی وکشورهای منطقه

 

 قرارگرفت، ودراین کتاب میتوان دیدکه شخصیت های نامداری

 

 بخدمت استخبارات کشورهای ابرقدرت وکشورهای منطقه

 

 قرارگرفتند، که دراین موردنام گرفتن ازافراد ویا

 

واردکردن اتهام به این وآن راکاملابی اثرمیدانم. چون سرنوشت

 

 ما همینگونه دروابستگی بدیگران شکل گرفته،

 

چون یکدگرخودرا ردمی کنیم، امادرموردنیروهای خارجی

 

سرتسلیم به همکاری فرودمی آوریم.

 

این روشهای مکتب انگلیس، است که باروشهای زیرکانه سبوتاژ

 

 ونستون چرچیل که اوراآخرین شیراروپا بخاطرنقش تخریبکارانه اش

 

 درجنگ ضدآلمان نازی میدانند، سرچشمه میگیرد.

 
 


سرانجام مادرجهان کنونی شاهد ترس پراگنی گوناگون هستیم.

 

 مثال پدیده ی ترس عمدی ورسمی که ازسوی دولتها درجامعه پخش میگردد،

 

باآن که حداقل درچهارصدسال اخیرازدوران انقلابهای انگلیس درسده شانزده،

 

 انقلاب فرانسه قرن هجده، انقلابات ۱۹۱۷ روسیه، بابرنامه ها

 

وجهانبینی های پیشروانه وسیستم های جدیدسیاسی واقتصادی قسما

 

 تلاش برای کاهش ترس بعمل آمد، واما درنتیجه بازهم برای ادامه قدرت سیاسی

 

 که سودقشرحاکم رابدنبال داشت، پخش ترس بحیث حربه نگهداشت

 

 وادامه قدرت ازسرگرفته شد که مادرمثالهای انقلاب اکتوبرروسیه،

 

 رزیمهای فاشیستی ایتالیا وآلمان بدترین نمونه های آنرادیدیم.

 

 یکدسته ازکشورهای غربی که ازفاتحان جنگ دوم

 

 برابررزیمهای ترس پراگن فاشیستی

 

محسوب میشوند، بابرنامه های لیبرالیستی ازآزادی وزودون ترس دم زدند،

 

 که امروزواقعیتها پاسخگوی این آرمان وادعانیست.بزودی

 

 اوایل ۱۹۵۰باآغاز وسالهای ۱۹۸۰بااوج گیری رقابتهای شرق وغرب

 

 پخش وشیوع ترس بحیث حربه مهم جنگ سرد درسیاست رسمی

 

 دولتهای رقیب رویدست گرفته شد.امابازهم بافروپاشی امپراتوری

 

 شوروی که انتظارمیرفت، پدیده ترس ازسیاستهای سمی

 

 دولتهای پرقدرت غربی برچیده شود، برخلاف دراین روزهابویژه

 

 پس ازرویدادیازده سپتامبرشدت بیشترگرفته.


کتاب “مرگ درهوا”اثری ازدکترلئونارد جی. هورویتس، می نگاردکه

 

“کمیته سه صد” متشکل ازیک حلقه خاص بهم پیوند وذینفع حاکم برسیاست

 

 واقتصاد جهان،پخش ترس رازیرعنوان “ گلوبالیزم، تروریزم وجنگهای سمی”

 

باارائه شواهد ارائه میکند، دکترهورویتس درکتابش ضرورت پخش ترس

 

 رابه مقصدآن می داند، که امروزدرآن تنهامسله

 

 تداوم حاکمیت برجامعه بشری مطرح نیست،

 

که بیشترانسانهارادرقیدمصرف بیش ازحدکالاهای تولیدی

 

 درآوردن است. مثال پخش اعلانات وتبلیغات ترس آوربه

 

مقصدفروش هزاران نوع ادویه، موادغذایی، وهزاران نوع

 

 دیگرمحصولات است که مردم رابرای خرید زیرنام نیازمندیهای

 

عاجل برای نگهداشت سلامت جسمی، خوشگذرانی وسرگرمی می کشاند،

 

 ازسوی دگرباراه اندازی جنگهای داخلی ومنطقوی درکشورهای جهان سوم،

 

 شرائط رابرای تجربه تسلیحات، کشت وایرس ومیکروبهای

 

 ناقل مثل وستنایل، لیتهل، واکسن های به اصطلاح وقایوی

 

 به سربازان جنگهای خلیج فارس، ماجرای پخش آنتراکس”

 

 پس ازیازده سپتامبر، پخش ترس از”بایوتروریزم” و..

 

.همزمان بخدمت کنترل نفوس جهان بکارگرفته میشود.


ترس پراگنی رسمی دولتهاکه ازطریق ساختارهای مثل ادارات استخباراتی

 

، پولیس،ارتش،لابرتورهای پزوهشی وتجربوی شکل میگیرند،

 

ازطریق رسانه هامثل رادیو،تلویزیون ورسانه های چاپی به

 

 مقیاس بیسابقه درجامعه پخش میگردند. وازآنجا که رسانه ها

 

نیزبه کارتلهای بزرگ مالی وتجاری مبدل شده اند،

 

خصوصیت انحصاری فراملتی دارند وشیوع ترس

 

 ازطریق این رسانه هاحدومرزی نمی شناسد.


بل ماهرکمیدین وشومن مشهورامریکایی اخیرابانشرکتابی زیرعنوان

 

“ وقتی تنها سواری میکنید، مثل این که بابن لادن سواری میکنید”

 

 به چندمسله کلیدی روزجامعه امریکا وجهان مصرفی بازبان

 

وتصاویرهجو وکنایه اشاره میکند، که همراه با بازیادآوری ارزشهای

 

 اخلاقی واجتماعی دموکراسی غرب سالهای جنگ دوم جهانی،

 

تا سالهای شصت مصادف به پیاده شدن نخستین انسان به ماه

 

ومقایسه آن باسالهای پس ازیازده سپتامبر۲۰۰۱میپردازد.

 

اومیگوید، مادرحقیقت ازسوی تروریزم ودگرانواع خطربرونی

 

 تهدیدبه نابودی نیستیم، ماراپخش کردن ترس ونحوه

 

 حکومتداری وبرخوردباانسانهای جامعه به نابودی تهدیدمیکند.

 

 اومثال می آورد زمانی که سالهای پنجاه شعاررسمی

 

 “غذا سلاح است” مارابه خریداری عاقلانه، پخت وپزهشیارانه

 

 ومصرف کامل برای جلوگیری ازباطل ساختن موادغذایی

 

تشویق میکرد، اما امروزبرخلاف مابرای مصرف

 

 چندبرابرنیازخودتشویق میشویم، درحالی که کسان

 

 دگری دور وبرما گرسنگی می کشند ومحکوم به مرگ اند.


پخش برنامه های رادیویی وتلویزیونی ازطریق ماهواره

 

ونشرصفحات رسانه های چاپی ازطریق انترنت قادراندهمزمان

 

 بسرعت برق آسا درسراسرجهان بگوش وهوش مخاطبان برسد.

 

 نتیجه میشود، که ترس رسمی امروزهیچ فرد روی زمین

 

 رابی اثرنمیگذارد. پس زمانی که پخش ترس درسیاست

 

 رسمی قدرتهای بزرگ ورژسمهای خودکامه

 

 جهان سوم قرار دارد، دشواراست باآن مقابله کرد،

 

 اما روانشناسی تلفیقی قادراست، که مانع نفوذ این ترس

 

 ویا مانع بوجودآمدن انگیزه ی ایجاد ترس درونی

 

 درانسان گرددکه بارفتن زیربارتبلیغ ترس رسمی حتی

 

انسان به خطاکاری کشانیده میشودتاخود آفرینشگر

 

ترس ووسوسه درونی خودباشد.

 

اماروی آوردن به اسلوب آموزشی روانشناسی

 

 تلفیقی میتواند درمانگر ویاکاهش دهنده ترس گردد،

 

چنان که مولانای بلخی دردیوان شمس گوید:

وان راکه مدد ازاندرونست


زین عالم بی مدد نترسد


ازابلهیست نی شجاعت


گرجاهل ازخرد نترسد




ادامه مطلب
در:

 

www.farda.org/.../mulana01_Asef_Baraki.htm