X
تبلیغات
رایتل
غروب نازک الملائکه در غربت -شاعره  چاپ
تاریخ : دوشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1386

غروب نازک الملائکه در غربت

‏ درگذشت تنها بازمانده از بنیانگذاران شعرنو عرب

حسـیب عمار
در ژرفای سیاهی، در زیر سکوت، بر فراز مردگان  
فریادها بلند می شود، می لرزد  
اندوه می جهد، شررمی گیرد  
طنین آه ها در میان اندوه، باز می ماند  
هر قلب می جوشد    ‏
درلانه ی خاموش، اندوه جا گرفته‏   
در هر سو روحی است که در تاریکی فریاد می کشد‏

در این قصیده نازک الملائکه، برای نخستین بار اوزان کلاسیک شعر عربی

 را زیرپا ‏کرد

 

نازک الملائکه بانوی شعر معاصرعربی، پس از سالها کشمکش با
 
 بیماری سرطان  سرانجام ‏در سن 84 سالگی،
 شام چهارشنبه(20 زون) از این جهان رخت بست. جنازه وی ،
 
 ‏دیروزپنجشنبه (21 ژون) در خارج ازمیهن اش در قاهره ،
 
 درکنار شوهراش عبدالهادی ‏محبوبة، به خاک سپرده شد.‏

‏  نوری مالکی نخست وزیر عراق به سرکونسول این

 کشوردستورداده بود که پیکرخانم ملائکه ‏برای خاک سپاری

 به میهن اش انتقال دهد، اما

 

"البراق" تنها پسروی گفته است که مادرش ‏وصیت کرده است

 که درقاهره در کنارشوهرش دفن شود.


 
با رفتن نازک الملائکه،  جهان عرب آخرین حلقه از سلسلهء بنیانگذاران

 شعرآزاد عربی را از دست می ‏دهد


شاعر دانشمند وپر تلاش


نازک صادق الملائکه  به سال1923 در یک خانواده فرهنگ دوست

 

 وادب پرور در بغداد به ‏جهان آمد. مادرش سلمی عبدالرازق نیز یک

شاعر بود.‏

‏  وی درسال 1944 از دارالمعلمین عالی بغداد فارغ التحصیل شد.

 در دارالفنون بغداد ‏موسیقی وهنر تمثیل را نیز آموخت. بعدها به

 آمریکا سفر کرد ودر دانشگاه پرنستون در ‏زمینه ادبیات تطبیقی به مطالعه و

تحقیق پرداخت.

در سال 1954 ضمن یک بورس تحصیلی ‏دوباره راهی آمریکا شد واز دانشگاه

وسکنسن درجه فوق لیسانس دررشته ی ادبیات تطبیقی ‏بدست آورد.‏


‏ پس از برگشت از آمریکا، نازک الملائکه  در سالهای مختلف

 در دانشکده ی آموزش ‏وپروش بغداد  ،

دانشگاه بصره،دانشگاه کویت و انستیتوی مطالعات عربی

 در قاهره تدریس ‏کرد. ‏


پیشگام شعر معاصرعربی


خانم نازک الملائکه همراه با دیگر شاعران نام آوروپیشگام

 عراقی مانند  بدر شاکر السیاب، ‏عبدالوهاب البیاتی، بلندالحیدری،

 واحمد مطر، برای شاعران فارسی زبان نامی آشنایی است.‏


‏  نازک الملائکه  از خوردسالی

 به شعر وموسیقی عشق می ورزید، موسیقی را خوب می ‏فهمید

 وحتی عود می نواخت. آشنایی وی با موسیقی ، احساس شاعری اش

راغنی تر ساخت ‏واینکه چگونه آهنگ کلمات ورابطه میان

 هردورابهتر درک کند.‏


او با سرودن قصیده "کولیرا" راه را بسوی شعر نو گشود.

شیوع طاعون کولیرا در سال ‏‏1947 درمصر، که هزاران قربانی گرفت ،

 این قصیده را به وی الهام بخشید. او درمقطع ‏نخست این قصیده می گوید:‏


شب آرام شد‏
به طنین ناله گوش فراده
در ژرفای سیاهی، در زیر سکوت، بر فراز مردگان
فریادها بلند می شود، می لرزد
اندوه می جهد، شررمی گیرد
طنین آه ها در میان اندوه، باز می ماند
هر قلب می جوشد ‏
درلانه ی خاموش، اندوه جا گرفته‏
در هر سو روحی است که در تاریکی فریاد می کشد‏
در هر سو، صدایی می گرید:‏
این را مرگ پاره کرده است
مرگ  مرگ  مرگ‏
چه اندوهی جانسوزی، مرگ برای نیل آورده است

 در این قصیده نازک الملائکه، برای نخستین بار اوزان کلاسیک

 شعر عربی را زیرپا ‏کرد.‏


‏  وی میگوید هنگامی که این قصیده را می سرودم تلاشم

 براین بود که تأثیرآواز پای اسپ ‏های را در شعر تصویرکنم که

آرابه های مردگان ازقربانیان طاعون را با خود می کشیدند.

‏کشیدن چنین تصویری مرا به شعر آزاد رهنمون کرد. ‏


‏   پس از همین قصیده، وقصیده ی "آیا عشق بود"

 یا "هل کان حبا" از بدر

شاکر السیاب،یکی ‏دیگراز پیشگامان شعر معاصرعربی،

موج نوگرایی درشعر، بگونه جدی تر درمیان شاعران ‏عرب

 رواج یافت.

 زیرا پیش از این دوتن، به اعتراف خود نازک الملائکه،

 ابتدا از سال ‏‏1932 برخی از شعرای عرب، اشعار آزاد غیر کلاسیک

سروده اند ودر نشریات عربی به ‏چاپ رسیده است.‏
 

 توقف خلاقیت و اختیار عزلت


با این حال نازک الملائکه، راهی را که آغاز کرده بود، پس

 از دهه ی 1970 ادامه نداد. ‏برخی از نقادان به نقش عوامل شخصی

 و اجتماعی در این زمنیه اشاره می کنند.‏


‏   همچنین عده ی از نقادان این پرسش را مطرح میکنند

 که چرا نازک الملائکه ، برخلاف ‏شماری از شاعران معاصرعرب،

پیروان ندارد که شیوه

 اورا دنبال کنند. آیا خودش نمی ‏خواسته ویا اینکه شعر او چنان استواراست

وازویژگی ادبی برخوردار است، که دیگران نمی ‏توانند آن را تقلید کنند.‏


‏     در بیست سال اخیرعمرخود، نازک الملائکه عزلت گزیده بود وحاضر به

ملاقات با ‏علاقمندان خودنبود. در پی وفات شوهر چند سال پیش،

 انزوای او شدید تر شد به حدی که ‏چند بار شایعه ی مرگ اش انتشاریافت. ‏


از سال 1990 به این سو، همراه با خانواده اش، درقاهره زندگی میکرد.‏


   آثار شعری نازک الملائکه وجایگاه او


اولین مجموعه ی شعری نازک الملائکه  بنام "عاشق شب" بود

 که در سال 1947 چاپ شد. ‏وپس ازآن چند مجموعه ی

دیگرمنتشر کرد. از آن میان،"تکه ها وخاکستر"1949،"آرامش ‏رو" 1957،

 "درخت مهتاب"1957، و"دریا رنگ خود را تغییرمیدهد" 1970.‏


‏  فاروق شوشه شاعرونقاد پرآوازه ی مصری می گوید،

 با توجه به آثار خلاق شعری، ادبی ‏ونقدی نازک الملائکه ،

 وی بزرگترین شاعر زن عربی در قرن بیستم است. ‏


‏ جابر عصفور دیگر نقاد برجسته ی مصری که درمراسم تشییع

جنازه ی وی حضورداشت ‏گفت: " نازک الملائکه  نخستین شاعر زن

 است که در بنیان گذاری قصیده نو عربی سهم ‏گرفت و از نگاه نظری وزیبا

شناسی ازآن دفاع کرد.

 ما شاعری زنی را از دست دادیم که ‏دیگر امروز همتای در جهان عرب ندارد،

وبسیار دشوار است که در آینده نزدیک شاعری ‏زنی دیگر جای اورا پر کند."‏


شعروشخصیت نازک الملائکه ‏


‏      خانم ملائکه به این باور بود که شعر بایدحساس باشد بگونه ی

که احساسات انسانی را ‏تسخیر کند؛

با مظلومان بگرید وبا گرسنگان بمیرد.

از دید او، شاعر واقعی نمی تواند در ‏برابر دشمن وحقوق پایمال شده،

سکوت کند.  شعر، پروانه ی است که جز در جامعه ی آزاد ‏دور

 از قهروسرکوب، نمی تواند زندگی کند.‏

 

‏   وی طبیعت بسیار حساس ونازک داشت که خواننده بازتاب

آن را در اشعار اش، که ‏بسیاری از آنها آگنده از اندوه وغم است،

 بخوبی احساس می کند. ‏

‏ فاروق شوشه می گوید، نازک الملائکه  در شعر خود زندگی

روزمره را بازتاب میدهد؛ ‏میان شخصیت اصلی وی به عنوان یک

انسان وشخصیت حرفه ی وی به عنوان یک شاعر،

 ‏فاصله ی وجود ندارد. او یک چکامه  نگران، پر حرکت،

ویک طوفان سرکش است. عقلی ‏دارد پراز شکوک ودلواپسی ها.‏

 

نقاد ادبی و تئوریسن


‏     نازک الملائکه  تنها شعرنمی سرود، وی یک بانوی نظریه پرداز

برجسته و ثابت قدم در ‏هنر شعرنیزبود،

 وچهار کتاب در این زمینه از خود بجای گذاشته است.

 مهم ترین آنها کتاب" ‏قضایا الشعر العربی المعاصر"

 یا مسائل شعر معاصر عربی است که انتشارآن درسال 1960

 ‏بحثهای زیادی رابا خود همراه داشت واین کتاب تا امروز از آثار

 ماندگار نقدادبی در زمینه ‏شعر معاصر عرب حساب می آید.‏


‏  یک مجموعه ی داستان"بنام آفتابی که در پشت قله است"

 نیز دارد.‏
نازک الملائکه  به علاوه اینکه، برزبان مادری اش، عربی، تسلط

 فوق العاده داشت، بر ‏زبانها انگلیسی، فرانسه ولاتین نیز تسلط

کامل داشت . همچنین با فلسفه، نقد ادبی وشعردر ‏غرب نیزخوب

 آشنا بود. واین آشنایی در شعر ونوشته های او به خوبی هویداست..

 

www.iranliberty.com/nukes/modules.php?name=Ne...