چای دم کرده

شعر و ادبیات -شاعرانه ها -متنوع از همه جا از همه چیز

چای دم کرده

شعر و ادبیات -شاعرانه ها -متنوع از همه جا از همه چیز

داستان های علمی تخیلی. به قلم اقای سید محمد اتشی

       داستان های علمی تخیلی.

 

 به قلم اقای سید  محمد اتشی

 

"افسانه های علمی" بانام نویسندگانی چون " سیرانو دوبرژراک"،"ژول ورن"و"ادگارآلن پو"پیوند خورده است،درواقع این نویسندگان مدل والگوهای

 داستان های علمی –تخیلی راپی ریزی کردندوبعدازاین نویسندگان ،کسانی چون"هیوگوکرنسبک"،"اچ.جی.ولز"،"ری برادبری"و"ادگاررایس براز

"داستان های علمی-تخیلی راواردمرحله ی تازه ای نمودندوآثاری به یادماندنی به طرفداران این نوع داستان ها عرضه کردند.

 

درطی سالیان بعد نویسندگانی ظهور کردند که ازسطح اطلاعات علمی بالایی

 برخوردار بودندواین رشته ازادبیات راغنا بخشیدند."ایزاک آسیموف"یکی ازاین نویسندگان است.

وی درسال1920درداغستان شوروی سابق متولدگردید ودرکودکی به آمریکارفت ودرآنجاماندگارشد.دردانشگاه "کلمبیا"شیمی خواند ودردانشگاه "بوستون"به استادی بیوشیمی رسید.درواقع اوازسن 9سالگی خواندن داستان های علمی راشروع کرد

،در11سالگی شروع به نوشتن کردودر18سالگی بابدبختی اولین داستانش رافروخت!

 

"آسیموف"نویسنده ای پرکاراست وتاکنون 260کتاب نوشته است.

داستان های علمی –تخیلی برای وی چنان شهرتی پدیدآوردکه تدریس دردانشگاه رارهاکرد تاپیوسته بنویسد .وی ازسال1941وقتی 21ساله بودداستان

"شب هنگام"رانوشت.بعدازآن "غارهای پولاد"،"آدم آهنی های سپیده دم"

و...این روند تاکنون که وی درنیویورک زندگی می کند،ادامه دارد.یکی ازکتا بهای جالب اوAwhiff of Death(آزمایش مرگ چاپ19۷۳)،نام دارد.

 

 

 

به قلم اقای سید محمد آتشی

http://www.amyna.blogfa.com/

 

 

 

 

 

چند شعر از فرزانه شیدا

Image and video hosting by TinyPic
 
 
 بیچاره دلم که  مانده در باران بود
 
در بارش لحظه های غم ویرا ن بود
 
 بیچاره دلم که همره  ابر گریست
 
هر بار که سینه ی سما  گریان بود
 
دوشنبه 13 خرداد 1387
 
فرزانه شیدا
 
 
 
 
 
 
چو مست از باده ی دنیا

ســرودم با دلی رسوا

اگر گفـــتم درونــم را

بدون لحــظه ای پروا

بوّد شــاهد خــدای ما

در این  گنبدگه  رویـا

همیشه بوده ام شـیدا

همیشه بوده ام شـیدا
 

ف.شیدا

 
 دوشنبه 13 خرداد 1387
 
 
 
ساقی
 
 
در این شبهای غمناکی
 
ز مردن کی کنم باکی؟!
 
بــباراز باده  بر جامم
 
براین عاشــق دل خاکی
 
 
چو شد دل مست وحیرانش
 
چه  سوزد دل ز هجرانش
 
دبه سیل  اشک ها آخر
 
رسد اشکم  بدامانش
 
 
بخوان در مستى ا م ساقى
 
 شبی تا صبح و  آفاقی

که بر  شاخ وجود و دل

ز عشقم مانده اوراقی
 
 
پنجشنبه 16 خرداد 1387
 
ف.شیدا